الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

112

مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى)

سامرا بوديم و پدرم اسطبل دار سر طويله‌ى ابومحمّد عليه السلام بود . . . « 1 » 4 - از ابوهاشم جعفرى نقل كرده ، مىگويد : خدمت ابومحمّد عليه السلام از نيازمندى خود شكايت كردم ، امام عليه السلام با تازيانهء خود زمين را خراش داد ، و به گمانم دستمالى روى آن انداخت و پانصد دينار درآورد و فرمود : « اى ابوهاشم اين را بگير و ما را معذور بدار ! » . « 2 » 5 - همو از ابوعلى مطهّر نقل كرده است كه وى در سال قادسيّه ( سالى كه مردم از بيم كم‌آبى از سفر حج برگشتند و نرفتند ) طى نامه‌اى به ابومحمّد عليه السلام نوشت و از اين پيش آمد شكايت كرد ، امام عليه السلام در پاسخ وى نوشت : « شما برويد و بر شما باكى نيست ، ان شاءاللَّه » آنها به سلامتى رفتند والحمدللَّه ربّ العالمين . « 3 » 6 - از علىّبن حسين‌بن فضل يمانى نقل كرده است ، مىگويد : به يك فرد جعفرى ، - از خاندان جعفر - جمعيّت زيادى حمله ور شدند كه سابقه نداشت ، وى به محضر ابىمحمّد عليه السلام نوشت و از اين مطلب شكايت كرد ، امام عليه السلام در پاسخ وى نوشت : « ان شاءاللَّه شما آنها را كفايت مىكنيد ! » جعفرى با ياران اندكش به مقابل آنها درآمد در حالى كه آن گروه بالغ بر بيست هزار نفر و اينها كمتر از هزار تن بودند ، بر آنها پيروز شد . « 4 » 7 - از محمّدبن اسماعيل علوى نقل كرده است ، مىگويد : ابومحمّد عليه السلام را نزد علىّبن نارمش زندانى كردند كه از همه كس ناصبىتر و دشمن‌تر

--> ( 1 ) - اين داستان بىكم و زياد در « ماجراى بين امام عليه السلام و خلفاء » به شماره ( 1 ) از همين كتاب ( كافى : 1 / 507 ) نقل شد - م . ( 2 ) - كافى : 1 / 507 . ( 3 ) - همان : 1 / 508 . ( 4 ) - همان .